آتش‌به‌اختیار در چارچوب گفتمانی انقلاب اسلامی

آنچه از تاریخچه‌ی بحث و چارچوب گفتمانی مقام معظم رهبری برمی‌آید، آتش‌به‌اختیار بیشتر در انجام کارهای پیش‌برنده و حل‌کننده‌ی مشکلات انقلاب اسلامی است. معنایی که می‌توان با زمینه‌های موجود از آتش‌به‌اختیار استیفا کرد، اقدام درست و به‌موقع با در نظر نگرفتن محدودیت‌های لجستیکی و حمایتی و حتی ایستادگی در مقابل سنگ‌اندازی‌هاست.
دیدارهای دانشجویی مقام معظم رهبری برای فعالان دانشجویی و به‌موجب سطح جلسات برای فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی، دارای اهمیت خاصی است. در این دیدارها نکات کلیدی و راهبردی مطرح می‌شود که می‌تواند گرهی از گره‌های جنبش دانشجویی و حتی کشور را باز کند. در دیدار سال 1396 ماه مبارک رمضان، رهبری معظم انقلاب از واژه‌ی «آتش‌به‌اختیار» استفاده کردند که محل بحث بسیاری شد و هرکس از ظن خود این واژه را تفسیر نمود. پیرامون این موضوع چند نکته مورد اشاره قرار می‌گیرد:

1. آتش‌به‌اختیار؛ مأموریتی قدیمی

انتظار آتش‌به‌اختیار عمل کردن جریانات دغدغه‌مند انقلاب اسلامی، انتظار جدیدی نیست. رهبر معظم انقلاب بارها در دیدار با تشکل‌های انقلابی، خواستار مطالبه‌گری و نقش‌آفرینی مؤثر از سوی آن‌ها بوده‌اند. در همین راستا، حتی ایشان در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه برخی مطرح می‌نمایند باید نیروهای انقلابی منتظر نظر رهبری در موضوعات مختلف باشند سپس اقدام نمایند، این نگاه را رد نموده و مجدداً حرکت روبه‌جلوی جنبش دانشجویی را بیان می‌فرمایند. همچنین به حرکت خودجوش نیروهای انقلابی از سوی معظم‌له در ابتدای سال 94 در حرم رضوی اشاره گردید. حرکتی که باید گروه‌های فعال فرهنگی با تشخیص درست معضلات و خلأهای جامعه، برای رفع آن‌ها، بدون اینکه منتظر دستگاه‌ها باشند، اقدام نمایند.

2. نشانه‌ی اعتماد

دستور آتش‌به‌اختیار نشان از اعتمادی است که فرمانده به نیروهای خود دارد؛ اعتماد در تشخیص، تحلیل و انتخاب شکل درست اقدام. رهبری معظم انقلاب بارها ضمن تأکید بر تلاش برای افزایش قوه‌ی تحلیل و تصمیم، نسبت‌به اعتماد خود به دانشجویان و جوانان انقلابی تأکید داشته‌اند. این اعتماد برآمده از نگاه دلسوزانه‌ی جریانات انقلابی است که در تصمیمات خود معیارهای اصلی و اساسی انقلاب اسلامی را لحاظ می‌نمایند و چنانچه به هر دلیلی دچار خطا در تحلیل و یا شکل اقدام شوند، در نقطه‌ای که به خطای خود پی می‌برند، بلافاصله با اعتراف به اشتباه خود، اقدامات را متوقف کرده و در پی جبران آن برمی‌آیند.

3. آتش‌به‌اختیار؛ گامی برای هویت‌بخشی نیروهای مؤثر

در حالی رهبر معظم انقلاب، جوانان انقلابی را در حل مشکلاتی که دستگاه‌های متولی دچار اخلال شده‌اند، آتش‌به‌اختیار می‌دانند که عده‌ای این نیروها را تندرو، بی‌سواد و بی‌شناسنامه دانسته‌اند. از بدیهیات هر انقلابی این است که برای پیشبرد آرمان‌های خود باید روی نیروهای معتقد و مؤمن به اصول انقلاب، سرمایه‌گذاری نماید. پرواضح است که انقلاب اسلامی نیز از این امر مستثنا نیست، اما در برهه‌های مختلف مانند چند سال اخیر، شاهد نوعی هجمه به جریان انقلابی بوده‌ایم. این اقدامات خواسته یا ناخواسته، عامدانه یا از سر غفلت، خائنانه یا جاهلانه، موجب می‌شود تا انقلاب اسلامی از مهم‌ترین، کارآمدترین، تأثیرگذارترین و آماده‌به‌کارترین نیروهای پیش‌برنده‌ی بی‌بهره و دچار نوعی عقب‌افتادگی یا حتی عقب‌گرد شود. آتش‌به‌اختیار عمل کردن گامی است برای تعریف ترازی از تأثیرگذاری برای سرمایه‌های فعال انقلاب اسلامی که موجب صیانت آنان از نگاه‌های سلبی و محدودکننده می‌شود و به‌جای انزوا، در آنان برای پیش‌برندگی انقلاب اسلامی، ایجاد انگیزه می‌نماید.

4. حرکت موزاییکی و چریکی در مقابل تاکتیک‌های پیچیده‌ی دشمنی

در مواجهه با نوع طراحی دشمن برای براندازی انقلاب اسلامی، مانند نفوذ در نهادهای تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر و ناکارآمدسازی دستگاه‌های متولی اجرای سیاست‌های انقلاب اسلامی (مانند وزارت ارشاد، وزارت آموزش‌وپرورش و...) آتش‌به‌اختیار و چریکی عمل کردن نیروها می‌تواند یک نوع تاکتیک عملیاتی برای مقابله با آن باشد. در آتش‌به‌اختیار بودن، نیروهای مؤمن به انقلاب، به رصد درست و تحلیل موضوعات و ارزیابی آن‌ها نسبت‌به اصول و شاخص‌های انقلاب اسلامی پرداخته، ضمن افزایش نظارت عمومی و انقلابی بر اقدامات مسئولین، با توجه به عدم وابستگی به سازمان‌ها، به بیان شفاف و مطالبه‌ی بی‌تعارف اصول انقلاب می‌نمایند و از این رهگذر اجازه‌ی انحراف انقلاب به‌واسطه‌ی تصمیم‌ها و اقدامات نادرست را نمی‌دهند. آنچه تاکنون جنبش دانشجویی انقلابی در مورد موضوعاتی مانند FATF، IPC، سند 2030 و برجام و... انجام داده، نمونه‌ای از این جنس مطالبه‌گری‌هاست. به عبارتی دیگر، ازآنجایی‌که برای نیروهای انقلابی، انقلاب اسلامی اصالت دارد نه ساختارها و سازمان‌ها و جریانات و اشخاص، لذا ایشان با حریت و بدون وابستگی جناحی و ساختاری، تحقق انقلاب اسلامی را پیگیری می‌نمایند.

5. آتش‌به‌اختیار بودن، آنارشیسم نیست

اساساً هر کلامی باید در هندسه‌ی گفتمانی گوینده‌ی آن کلام مورد بررسی قرار گیرد. بر همین منوال باید آتش‌به‌اختیار را نیز در زمینه‌ی گفتمانی رهبر معظم انقلاب، بررسی و تحلیل نماییم. آتش‌به‌اختیار به‌معنای اقدام بدون چارچوب و بی‌قید نیست. آتش‌به‌اختیار اگر در یک طیفی از اقدامات، از سلبی‌ترین اقدامات (مانند تجمع، تحصن و...) تا ایجابی‌ترین اقدامات (مانند بیانیه، ارائه‌ی تحلیل، تبیین و...) مصداق یابد، همگی در کلام رهبری دارای قیدهای مشخص هستند. نگاه راهبردی به موضوعات، عدم تکمیل پازل دشمن، نقد منصفانه براساس اخبار درست، رعایت اخلاق و حدود شرعی از این دست قیود هستند که نیروهای انقلاب برای اقدامات خود ملزم به رعایت آن‌ها هستند. در این بین قانون‌گرایی جایگاه ویژه‌ای داشته و رهبری معظم انقلاب بارها نسبت‌به رعایت قانون به تشکل‌های دانشجویی هشدار داده‌اند. در دیدار دانشجویی ماه رمضان سال 95 ایشان حتی اجتماع و حضور فیزیکی دانشجویان را منوط به اتخاذ شیوه‌های درست و قانونی دانستند. لذا اقدامات غیرقانونی قطعاً از این منظر مورد تأیید نیست و نمی‌توان آتش‌به‌اختیار را مترادف با اقدامات غیرقانونی دانست.

6. آتش‌به‌اختیار مأموریتی با عنوان مسئولیت همگانی و همیشگی برای نیروهای انقلاب

یکی از وجوه مهم آتش‌به‌اختیار بودن، تعیین مأموریت با تعریف تراز بالایی از مسئولیت برای جوانان و دانشجویان دغدغه‌مند انقلاب اسلامی است. در این مأموریت، با نگاهی فراجناحی و فراسیاسی و تنها با هویت نیروی انقلابی، به آینده‌نگاری و ترسیم آینده‌ی انقلاب اسلامی براساس چارچوب‌های اندیشه‌ی امامین انقلاب اسلامی پرداخته و سیر مسیر به‌سمت آن از طرف مجریان مورد نظارت قرار می‌گیرد. در همین راستا، در صورت وقوع اخلال در اجرای انقلاب اسلامی توسط کارگزاران و متولیان امر، نیروهای انقلابی، اقدام به هشدار و تذکر و نقد و طرح مطالبه و تلاش برای تبدیل آن به مطالبه‌ی عمومی می‌نمایند. در صورت عدم اصلاح روند توسط متولیان امر خود برای حل آن مسئله وارد میدان می‌شوند. لذا مأموریت مهم همان مسئولیت همگانی و همیشگی نیروهای انقلابی با توان مانور آتش‌به‌اختیار و عدم بی‌تفاوتی نسبت‌به حوادث پیرامونی است که می‌تواند حیات و دوام انقلاب اسلامی را تضمین نماید.

7. آتش‌به‌اختیار در کارهای گره‌گشا

آنچه از تاریخچه‌ی بحث و چارچوب گفتمانی مقام معظم رهبری برمی‌آید، آتش‌به‌اختیار بیشتر در انجام کارهای پیش‌برنده و حل‌کننده‌ی مشکلات انقلاب اسلامی است. معنایی که می‌توان با زمینه‌های موجود از آتش‌به‌اختیار استیفا کرد، اقدام درست و به‌موقع با در نظر نگرفتن محدودیت‌های لجستیکی و حمایتی و حتی ایستادگی در مقابل سنگ‌اندازی‌هاست. ایشان در سخنرانی ابتدای سال 95 در حرم رضوی با اشاره به برخی از این اقدامات که زمینه‌ی موفقیت را فراهم کرده است، با نام بردن از «دستاوردهای دانشمندان شهید هسته‌ای، موفقیت‌های شهید طهرانی‌مقدم در بحث موشکی، کاظمی در سلول‌های بنیادی، شهید آوینی و مرحوم سلحشور در مسائل فرهنگی»، گرای حرکت‌هایی را می‌دهند که با اقدام به موقع و بدون چشمداشت و با روحیه‌ی انقلابی مسیری را در پیش پای پیشرفت انقلاب اسلامی گشوده‌اند. نکته‌ای که در چینش این نمونه‌ها باید توجه کرد، جنس متفاوت این اقدامات است. حوزه‌های نظامی تا علمی و فرهنگی شامل این نوع حرکت انقلابی و آتش‌به‌اختیار است. لذا آتش‌به‌اختیار بودن یکی از ویژگی‌های انقلابی بودن است که انقلابیون با شناخت درست عرصه، وارد میدان می‌شوند و با حرکتی منطقی و برنامه‌ریزی‌شده، گرهی از مشکلات نظام را حل می‌کنند. این اقدام می‌تواند تبیین و تجزیه‌وتحلیل درست موضوعی مانند سند 2030 یا برجام باشد یا حرکتی جهادی در آزمایشگاه برای حل مشکل نظامی و علمی یا اقدامی میدانی مانند محرومیت‌زدایی در اردوهای جهادی.

نتیجه

براساس آنچه از کلام رهبر معظم انقلاب برمی‌آید، ایشان کلید حل مشکلات کشور را در نهادینه شدن نگاه انقلابی در آحاد جامعه به‌ویژه کارگزاران نظام می‌دانند. با توجه به تلاش دشمن برای نفوذ در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز و وجود برخی متولیان امر که اگرچه ضدانقلاب نیستند، ولی غیرانقلابی بوده و در چارچوب گفتمانی انقلاب اسلامی اندیشه نمی‌کنند و تصمیماتی را اتخاذ می‌کنند که بعضاً خلاف اصول انقلاب اسلامی است و با این تصمیمات بیم تغییر در ماهیت انقلاب اسلامی می‌رود، رهبری انقلاب می‌کوشند برای حفظ سیرت و صورت انقلاب اسلامی، به انحای مختلف نقش نیروی مؤمن به انقلاب را تقویت نمایند. باید دقت داشت یکی از نقاط قوت انقلاب اسلامی، وجود نیروهای دغدغه‌مند و فعالی است که در سازمان و تشکیلات دولتی و رسمی سازمان‌دهی نمی‌شوند یا در صورت حضور در ساختارها خود را محدود به آن نمی‌کنند. این نیروهای انقلابی اصالت را در اصل انقلاب اسلامی می‌دانند و ساختارها و جایگاه‌ها را برای پیشبرد انقلاب اسلامی لازم می‌دانند. استفاده از ظرفیت این نیروها تنها با هویت‌بخشی و تعریف مأموریت درست برای ایشان میسور می‌گردد. این نیروها با توجه به عدم وابستگی به نهادها و ساختارها می‌توانند اجرای انقلاب اسلامی را مورد مطالبه‌ی خود قرار دهند. در این مطالبه‌گری، مشخصاً در ابتدای امر، دستگاه‌های رسمی متولی امر مخاطب قرار می‌گیرند تا برنامه‌ریزی‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و اقدامات خود را در ریل انقلاب اسلامی تنظیم نمایند، اما در صورت عدم تحقق و عدم دریافت پاسخ مناسب از دستگاه‌ها این نیروهای انقلابی با مأموریت آتش‌به‌اختیار، در چارچوب منطق و برنامه‌ریزی و راهکارهایی که بیشترین آورده، در عین کمترین هزینه را دارند، به حل آن مشکل و معضل می‌پردازند.

آتش‌به‌اختیار بودن یکی از شاخصه‌های نیروهای انقلابی است که به‌مثابه‌ی عمل به موقع و جهادی برپایه‌ی تحلیل و منطق درست، بدون محصور شدن در قیود غیرعقلانی و اسیر شدن در واژگانی مانند «نمی‌توان» و «نمی‌شود» و کوتاه آمدن در مقابل سنگ‌اندازی‌ها برای حل مشکلات و معضلات نظام، در چارچوبی از اصول همچون عدم تکمیل پازل دشمن، قانون‌گرایی، رعایت اخلاق و شرعیات و... پیگیری می‌شود.*

*سجاد ریحانی؛ کارشناس ارشد علوم سیاسی/برهان/۱۳۹۶/۳/۲۹

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .