سبك گفتاري امام خميني (ره)؟

سبك گفتاري امام خميني (ره)چگونه بوده است؟

8587543751800295573655542407.jpgاگر بخواهيم به مهمترين ويژگي هاي بارز سبك گفتاري حضرت امام اشاره داشته باشيم،مي توان اين موارد را برشمرد.-بيان ساده و دلنشين،خالصانه و تأثيرگذار حضرت امام بياني ساده و دلنشين داشتند و ديدگاهها و نظرات خود را با بياني ساده مطرح مي كردند كه براي توده مردم قابل فهم بود و اين هنري بزرگ است كه مسايل پيچيده اعتقادي و كلامي،فلسفي،سياسي و اجتماعي را با شيوه اي ساده بيان مي كردند.در ميان سخنان حضرت امام موارد بسياري به چشم مي خورد كه حتي ساختار ادبيات فارسي در آن رعايت نشده است ، اما از آنجا كه از عمق وجود و صفاي باطن ايشان تراوش مي كرد ، همه افراد را مجذوب خود مي ساخت و تأثيرات بسيار زيادي بر مردم داشت . گاه مي شد كه ايشان براي مردم در ديدارهاي مختلف صحبت مي كردند ، اما آنچنان اين سخنان تأثير گذار بود كه حاضران در جلسه را به گريه مي انداخت . -صداقت در گفتار يكي ازمشخصه هاي بارز و نقطۀ اصلي تمايز امام از ديگر رهبران مذهبي و سياسي جهان معاصر صداقت و صراحت ايشان است. امام از بدو شكل گيري نهضت اسلامي همواره با مردم صادقانه حرف زدند، هرگز نمونه‌اي از دوگانگي بين امام و امت نمي‌توان يافت. اينگونه نبود كه امام(ره) با مردم يك گونه و با مسئولان به گونه‌اي ديگر حرف بزنند، صداقت امام محصول تعالي اخلاقي، خودسازي و يگانگي گفتار و عمل ايشان بود. امام براي آرا و نظرات مردم و فرزندان انقلاب ارزش و احترام والايي قايل بودند و همواره مسئوليت تصميم گيريهاي دوران سخت انقلاب و جنگ را شخصاً مي‌پذيرفتند. در ابتداي پيروزي انقلاب، دوستان امام آقاي مهندس بازرگان را براي نخست‌وزيري موقت پيشنهاد و انتخاب كردند، امام مخالف بودند، اما به واسطۀ احترام به نظر دوستان قبول فرمودند، بعداً كه چهرۀ دولت موقت روشن شد به مردم گفتند كه من اشتباه كردم و نمي‌بايست اين پيشنهاد را قبول مي‌كردم. در مورد پذيرش قطعنامه 598 فرمودند كه من مسئوليتهاي دوران جنگ را مي‌پذيرم، تا ديروز معتقد به جنگ بودم و امروز صلاح كشور و نظام و انقلاب را در پذيرش صلح مي‌دانم و در صلح هم جدي هستيم. در ساير نظامها معمولاً رهبران براي رفع مسئوليت از خود مسئولان را قرباني اشتباهات مي‌كنند، اما امام از عوامفريبي بيزار بودند. امام در قضيۀ بني‌صدر هم اعلام فرمودند كه من اشتباه كردم، ولي براي احترام به رأي مردم حكم رياست جمهوري او را تنفيذ كردم. در تصميم‌گيريهاي سياسي رايج در دنيا مسئولان و رهبران در خفا و آشكار دوگانه رفتار مي‌كنند. اما امام اين گونه نبودند. به اعتراف دوست و دشمن امام همواره با مردم به صداقت و صراحت حرف مي‌زدند.»(دليل آفتاب، خاطرات يادگار حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني ، تهران :موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ص 153 و 154) -صراحت لهجه و صلابت و شجاعت در گفتار يكي از ويژگي هاي كلام حضرت امام صراحت لهجه و صلابت در گفتار بود . ايشان چه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و چه پس از آن ديدگاهها و نظرات خود را بدون مسامحه و با صراحت و صلابت كامل عنوان مي كردند . شجاعت در گفتار و رفتار حضرت امام كاملاً مشهود بود . در زماني كه كسي جرأت بردن نام رضا خان و پسرش را نداشت ، حضرت امام با شجاعت تمام ، اقدامات آنان را زير سؤال برده و آنان را با القابي مي خواند كه براي برخي حتي فكر به آن دلهره آور بود .به عنوان نمونه آقاي خزعلي (ره) مي گويد: « در دوران نوجواني كه تازه با علوم قديم آشنا شده بودم ،اوايل دوران محمدرضا پسر رضا خان بود كه در مشهد مطالبي از جانب كسروي وهوادارانش در ميان مردم پخش شده بود .اين مطالب ،حملات ناجوانمردانه اي به دين ومسايل ديني بود كه سخت مردم را آزرده بود .در آنجا براي اولين بار كتاب پربار وبسيار ارزشمند ومثبتي به نام كشف اسرار نوشته حضرت امام ،به دستم رسيد .سطر سطر آن كتاب ،برشعف من ودوستاني كه با هم آن كتاب را مي خوانديم ،مي افزود .چرا كه ديديم مردي با صراحت لهجه ووضوح قلم وجرأت كامل ،حملاتش را بر ضد دشمنان دين شروع كرده است وبي پرده وصاف سخن مي گويد . از چيزهايي كه الان در ذهن دارم ،اين است كه ايشان در آن دوران قدرت دودمان پهلوي ،در آن كتاب نوشته بودند : «رضاخان سواد كوهي كه نمي فهمد سياست با سين است يا با صاد ...»؛اين جمله مرا تكان داد كه چطور ايشان يكباره با آن صراحت ،حمله را به آن نقطه رسانده بودند كه ديگر چيزي براي آن ها باقي نمي گذاشت . گر چه اين تعبير را در نوجواني نمي دانستم بيان كنم ،ولي همان جا از ذهن من گذشت كه ايشان يكي از ذخاير شيعه ويكي از نعمت ها ولطف هاي پنهان الهي است كه خدا براي پيشبرد جامعه قرار داده است »(پا به پاي آفتاب،گفته ها و ناگفته ها از زندگي امام خميني (ره)، تهران: پنجره ، 1377، ج3، ص38) حضرت امام ـ قدس سره ـ در روز عاشورا (13خرداد 1342 ش) در آن هنگام كه شاه در اوج قدرت بود, سخن رانى بسيار كوبنده اى در مدرسه فيضيه بر ضد شاه نمود, فرازهايى از اين خطبه خطاب به شاه چنين بود « ... بدبخت! بيچاره! چهل و پنج سال از عمرت ميره يك كمي تأمل كن . يك كمي تدبر كن . من نمي خواهم يك روزي اگر اربابها بخواهند تو را ببرند ، مردم جشن و چراغاني كنند...» (پا به پاي آفتاب، ج3 ، ص 146) ايشان در پاسخ خبرنگار هفته نامه تايم كه سؤال كرد: شما زندگي خيلي منزوي داشتيد، شما اقتصاد جديد و حقوق روابط بين المللي را مطالعه نكرده‌ايد. تحصيل شما مربوط به علوم الهي است، شما در سياست و گرفتن و دادن يك زندگي اجتماعي درگير نبوده‌ايد. آيا اين در ذهن شما اين شك را به وجود نمي‌آورد كه ممكن است عواملي در اين معادله باشد كه شما نمي‌توانيد درك كنيد؟ فرمودند: ما معادله جهاني و معيارهاي اجتماعي و سياسي‌اي كه تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجيده مي‌شده است را شكسته‌ايم. ما خود چارچوب جديدي ساخته‌ايم كه در آن عدل را ملاك دفاع و ظلم را ملاك حمله گرفته‌ايم. از هر عادلي دفاع مي‌كنيم و بر هر ظالمي مي‌تازيم، حال شما اسمش را هرچه مي‌خواهيد بگذاريد. ما اين سنگ را بنا خواهيم گذاشت. اميد است كساني پيدا شوند كه ساختمان بزرگ سازمان ملل و شوراي امنيت و ساير سازمانها و شوراها را بر اين پايه بنا كنند، نه بر پايه نفوذ سرمايه داران و قدرتمندان كه هر موقعي كه خواستند هركسي را محكوم كنند، بلافاصله محكوم نمايند.آري با ضوابط شما من هيچ نمي‌دانم و بهتر است كه ندانم.(صحيفه امام ، ج11، ص 160) مقام معظم رهبري در اين باره فرمودند: « دشمن چند جور حمله مي كند: يك جور حمله‌هاي سخت است؛ جنگ سخت؛ اين را دشمن تجربه كرد و شكست خورد؛ جنگ هشت‌ساله‌اي كه عليه ما به راه افتاد، ازاين‌قبيل بود؛ جنگ بين‌المللي بود؛ يكي به صدّام ابزار شيميايي داد، يكي هواپيماي ميگ داد، يكي هواپيماي ميراژ داد، يكي امكانات ضدّ هوايي داد، يكي نقشه‌هاي جنگي داد؛ حتّي نقشه‌هاي جنگي و ساخت سنگرها هم با كمك ديگران بود. اينها همه كمكش كردند كه بلكه اين جنگ را او ببرد؛ و نتوانست. حمله‌ سخت يك نمونه‌اش جنگ هشت‌ساله است. يك نمونه، شورشهاي قومي است كه در كشور -در همه‌ مرزهاي كشور- راه انداختند كه يادتان هست كه همه‌جا جنگ راه انداختند و شورش راه انداختند؛ [دشمن‌] نتوانست فائق بيايد؛ اينها جنگ سخت بود. كارهاي تروريستي را، جريانهاي تروريستي را يا فعّال كردند يا به وجود آوردند؛ آمريكا به سكّوي نفتي حمله كرد؛ آمريكا هواپيماي مسافري را ساقط كرد؛ هرچه توانستند كردند؛ اينها جنگ سخت است. در همه‌ اينها شكست خوردند؛ در مقابل ملّت ايران و در مقابل امام بزرگوار شكست خوردند و بيشتر مرعوب شدند. امام بزرگوار با آن قدرتي كه خداي متعال به او داده بود، به‌خاطر توكّل و تقوايي كه داشت، به‌خاطر بصيرتي كه داشت، به خاطر دلدادگي به هدف كه در آن بزرگوار بارز و آشكار بود، خداي متعال در او هيبت قرار داد، به‌طوري‌كه ديگران ميترسيدند، دشمنان از امام به‌معناي واقعي كلمه مرعوب بودند؛ كَاَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَةٌ * فَرَّت مِن قَسوَرَةٍ؛(سوره مدثر ، آيه 50-51) مثل فرياد شيري كه ميترسانَد حيوانها را، فرياد امام و نواي امام اينها را ميترساند، مرعوب ميشدند. خب، اينها در اين مرحله شكست خوردند.» (بيانات در ديدار رئيس و اعضاي مجلس خبرگان رهبري ، 95/3/6) همچنين فرمودند: « اتّكال به قدرت پروردگار و اعتماد به او، موجب ميشد كه امام بزرگوار در مواضع انقلابي خود صريح باشد. امام با صراحت صحبت ميكرد؛ آنچه را مورد اعتقاد او بود صريح بيان ميكرد، چون اتّكاء به خدا داشت، نه اينكه نميدانست قدرتها بدشان مي‌آيد، نه اينكه نميدانست آنها عصباني ميشوند، ميدانست امّا به قدرت الهي، به كمك الهي، به نصرت الهي باور داشت. در برابر حوادث، دچار رودربايستي نشد؛ به يكي از نامه‌ها - امام شايد به دو نامه از نامه‌هاي سران مستكبر دنيا يا وابستگان به مستكبر، - كه به او نوشته بودند جواب داد، امام به آن نامه، با صراحت تمام، مطلب را جواب داد كه همان‌وقت در صداوسيماي جمهوري‌اسلامي پخش شد. البتّه امام مؤدّبانه حرف ميزد امّا مواضع قاطع و روشن خود را در آن نامه‌ها بيان كرد و اين توكّل خود را امام مثل خوني در شريان ملّت جاري كرد؛ ملّت هم اهل توكّل به خداي متعال شد، به نصرت الهي معتقد شد، و در اين راه وارد شد. اينكه امام به مستكبرين هيچ اعتمادي و هيچ اعتقادي نداشت، موجب ميشد كه به وعده‌هاي آنها اعتنائي نكند. رئيس‌جمهور آمريكا - ريگان، كه رئيس‌جمهور مقتدري هم بود - به امام نامه نوشت و پيغام فرستاد و آدم فرستاد، امام به او اعتنائي نكرد، پاسخي به او نداد و اعتنائي نكرد و وعده‌اي را كه او داده بود، امام به هيچ گرفت. در يك مورد ديگر، يك وعده‌اي در مورد پايان جنگ تحميلي، يكي از دولتهاي وابسته‌ي به آمريكا داده بود، بحث صدها ميليارد يا هزار ميليارد در ميان بود، امام اعتنائي به آن نكردند، اعتماد نكردند. ما حالا در قضاياي گوناگون جاري خودمان داريم همين معنا را لمس ميكنيم، مي‌بينيم كه چطور نميشود به وعده‌ي مستكبرين اعتماد كرد، به حرفهايي كه در جلسه‌ي خصوصي ميزنند نميشود اعتماد كرد، اين را داريم لمس ميكنيم. امام آن را جزوِ خطوط اصليِ كار خود قرار داد، اعتماد به خدا، بي‌اعتمادي به مستكبران. اين البتّه به معناي قطع رابطه‌ي با دنيا نبود، [چون‌] سران كشورها به مناسبتهاي مختلف براي امام پيام تبريك ميفرستادند، امام هم به پيام تبريك آنها جواب ميداد. ارتباط اين‌جوري، در حدّ معمول، مؤدّبانه و محترمانه وجود داشت امّا هيچ‌گونه اعتمادي به مستكبرين و قلدران و تبعه و دنباله‌روان آنها وجود نداشت.» (بيانات در مراسم بيست و ششمين سالروز رحلت حضرت امام خميني 94/3/14) -توجه به ياد خدا گفتار و رفتار امام با ياد خدا همراه بود و توجه به ياد خدا درگفتار امام مشهود بود . تا جايي كه از كوچك ترين فرصت ها براي ياد خدا استفاده مي كردند حضرت امام حتي در ريزترين و جزيي ترين شئون زندگي، نه فقط ملتزم به انجام واجبات و اجتناب از محرمات بودند كه در سنن و آداب مستحبه نيز همين التزام را داشتند. و بالاترين كه در دوران امر، بين مباحات و مستحبات، مقيد به انتخاب اصلح و احسن بودند و به مستحبات عمل مي كردند، در مجموع مي توان گفت زندگي ايشان تجسمي از فرهنگ كامل اسلامي بود از باب مثال طي دهها و صدها بار كه اتفاق افتاد براي تشرف خدمت ايشان لازم بود براي ورود با دق الباب به در يا غير آن اذن گرفته شود، حضرت امام به جاي آن كه از كلمه «بفرمائيد» استفاده كنند، مي فرمودند: «بسم الله» و با آن كه «بفرمائيد» كلمه مطبوع و متعارفي است به جاي آن از كلمه «بسم الله» استفاده مي كردند كه ضمن ذكر نام خدا با استعمارهاي لطيف اجازه ورود و آغاز ديدار را با نام خدا قرين مي كردند. همين راه و روش الهي امام بود كه جامعه را به سوي شعائر و ارزشهاي اسلامي سوق داد و حتي در ساده ترين امور، فرهنگ اسلام را گسترش داد. تا آنجا كه پيروان و رهروان راهش به جاي كف زدن در مقام تشويق و تاييد، تكبير و صلوات را برگزيدند و به جاي كلمه بيگانه « مرسي» در مقام سپاسگزاري، مقيد به گفتن «الحمد الله» شدند و... و ذكر خدا و حمد خدا و صلوات بر محمد و خاندانش جاي حركاتي كه - حداكثر - مباح بود و كلمات و لغاتي كه نمودار فرهنگ بيگانگان بود، گرفت. »(محمد حسن رحيميان ، در سايه آفتاب ، يادها و ياد داشتهاي از زندگي امام خميني)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .