شخصیت و دیدگاه های سید مقتدا صدر و اختلافات او با مراجع تقلید عراق

درباره شخصيت سيدمقتدي صدر و نظرات و انديشه هايش و اختلافات او با مراجع تقليد عراق، توضيح دهيد؟


نظاميان آمريكائي از زماني كه سرزمين مقدس عراق را به اشغال خود در آوردند , در مناطق شيعي اين كشور بويژه در شهرهاي مقدس نجف و كربلا با مقاومت سازمان يافته جوانان شيعه اي مواجه بوده اند كه تحت رهبري طلبه اي جوان از خاندان آيت الله صدر به نام « مقتدي » كمر به مبارزه مسلحانه با اشغالگران بسته اند. اين مبارزه مانع بزرگي بر سر راه نقشه هاي برنامه ريزي شده آمريكائيها در عراق ايجاد كرده است . آمريكائيها نيز بي آنكه اعتنائي به منطق و مواضع اين گروه شيعه داشته باشد , آنها را به عنوان اينكه سد راهشان شده اند « تروريست » لقب داده و تحت تعقيب قرار داده اند. آن مبارزه و اين واكنش از جمله عواملي است كه در بستر تحولات سياسي عراق , سبب منزلت اجتماعي مقتدي صدر و افزايش نفرت از آمريكائيهاي اشغالگر شده است . با اين همه امروز در ايران اسلامي , مردم كنجكاو و پيگير رويدادهاي سياسي عراق فقط خبرهاي مربوط به مبارزه مقتدي صدر را مي شنوند و كسي اطلاعي ندارد كه وي به درستي كيست , چه مي خواهد , به چه كسي اتكا دارد و نهايتا چه هدفي را در جامعه آشوب زده عراق دنبال مي كند. مطلبي كه پيش روي داريد , پاسخي اجمالي به همين سئوالات است
. « مقتدي صدر » كيست ؟
« مقتدي صدر » فرزند كوچك آيت الله سيد محمد صادق صدر از علماي برجسته وبا نفوذ عراق است . پدر مقتدي و پسر عموي پدرش آيت الله سيد محمد باقرصدر (از مراجع پيشين تقليد شيعيان عراق ) به همراه دو برادر ديگرش در دوران رژيم بعثي صدام حسين به خاطر نقش محوري كه در مبارزه مردم اين كشور عليه صدام داشتند , به شهادت رسيدند. پس از اين حادثه , مقتدي مخفي شد وبه زندگي پنهاني وزيرزميني روي آورد . مقتدي پس از آنكه پدرش در 29 بهمن 1377 به شهادت رسيد فعاليت خود را صرف بازيابي روابط با بخشي از طرفداران پدرش كه همچنان پيرو وي باقي مانده بودند , كرد. اين گروه كه عمدتا از جوانان پرشور تشكيل شده بود , هسته اوليه تشكلي شد كه اكنون با عنوان « جماعت صدرثاني » به طرفداري از مقتدي صدر فعاليت مي كنند . مقتدي صدر اگر چه 30 ساله است و تحصيلات حوزوي زيادي را طي نكرده و از هيچ مرجع تقليدي اجازه اجتهاد ندارد , اما اعتقادات سياسي و مذهبي و سخنراني هاي آتشين او كه همگي عليه اشغالگران و برله برپايي حكومت اسلامي در عراق است , توانسته صدها هزار نفر از طيف هاي پرشور شهرهاي شيعي عراق بويژه « شهرك صدر » در حومه بغداد را به سوي خود جذب كند. پس از سقوط صدام , مقتدي صدر با برخي اقدامات گسترده , موسسات خيريه و دفاتر پدرش در شهرهاي مختلف عراق را دوباره فعال ساخت و اشخاص مهم و تاثيرگذاري همچون شيخ محمد يعقوبي را كه مقلد صدر پدر بود , سازماندهي كرد و اطراف خود جمع نمود. سپس با تدوين مرامنامه اي كه در آن به لزوم تشكيل حكومتي براساس احكام اسلامي و اقامه حدود شرعي براي آينده عراق تاكيد شده وارد صحنه سياسي و اجتماعي اين كشور شد. مقتدي صدر داماد « آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر » نيز هست . همين امر باعث شده كه در حال حاضر به عنوان مهمترين ميراث خاندان صدر مطرح باشد. اما در واقع بزرگ خاندان صدر شخص ديگري به نام سيد حسين صدر است كه به عنوان روحاني ميانه روي شيعه شناخته مي شود و مورد غضب دولتهاي غربي نيز نمي باشد. حسين صدر با وجود اختلاف ديدگاهي كه با مقتدي صدر و حاميانش دارد بارها در مصاحبه ها از صداقت آنها دفاع كرده است . او حتي يكبار حمايت خود از شوراي حكومتي عراق را منوط كرده بود به اينكه گروه مقتدي صدر نيز در اين شورا نماينده داشته باشد. البته خود مقتدي صدر بهيچوجه خواهان حضور طرفدارانش در اين شورا نيست زيرا اصولا آنرا به رسميت نمي شناسد. مقتدي صدر به پيروي از پدرش حوزه هاي علميه را به دو بخش « فعال و سخنگو » و « منفعل و ساكت » تقسيم كرده و خود را نماينده بخش فعال حوزه هاي علميه عراق مي داند. همين طرز فكر و موضعگيري سبب شده تا ميان وي و آيت الله سيستاني و برخي علماي ديگر حوزه هاي علميه نجف و كربلا فاصله ايجاد گردد و روش هاي سياسي ايشان زير سوال برود. مقتدي صدر از حاميان آيت الله سيستاني است ولي از اينكه ايشان فعالانه پنجه در پنجه اشغالگران آمريكائي نمي افكند و حاضر نيست در فعاليت هاي سياسي مداخله گسترده وجدي داشته باشد ودر قبال مسائل روزمره سياسي موضعگيري نمايد چندان خشنود نيست . مقتدي صدر به پيروي از پدرش بر اين اعتقاد است كه مرجع تقليد بر همه امور مقلدانش ولايت دارد و بايد در همه امور سياسي و غير سياسي حضور فعال و تعيين كننده داشته باشد و در مواقع حياتي به مركزيتي براي هدايت مقلدان مذهبي در دفاع از ارزشهاي ديني و ملي بدل گردد. درباره عدم تفاهم ميان مقتدي صدر و آيت الله سيستاني در زمينه مسائل سياسي نظراتي ديگر نيز وجود دارد. برخي معتقدند كه مقتدي صدر و گروهش ظاهرا با روش هاي سياسي آيت الله سيستاني مخالفت مي كنند اما بدنبال تثبيت مرجعيت عربي هستند و ايراني الاصل بودن ايشان بعنوان مرجع تقليد شيعيان عراق مخالفند. براساس اين نظريه , مقتدي صدر چندان مايل نيست كه يك مرجع غير عرب , امور مذهبي شيعيان عراق را به عهده بگيرد. اما در مقابل پيروان اين نظريه اكثريت ديگري از صاحبنظران وجود دارند كه معتقدند مقتدي صدر كمترين تعصب ضد ايراني ندارد و براي مثال به حمايت ايشان از آيت الله حائري اشاره مي كنند. آيت الله سيد كاظم حائري كه مقتدي صدر از ايشان تقليد مي كند , اصالتا ايراني است و صدر پدر هم نه بخاطر تعلقات قومي و عربي , بلكه بخاطر اينكه آيت الله حائري را مجتهد و مرجع جامع الشرائط مي دانسته , از ايشان تقليد مي كرده است . آيت الله حائري كه خود از موسسان حزب الدعوه عراق است در سال 1351 جز اولين علمايي بود كه بدليل داشتن شناسنامه ايراني , از عراق اخراج شد و به ايران آمد و تقريبا از همان زمان تاكنون در شهر قم سكونت دارد. مقتدي صدر 17 ساله بود كه انتفاضه شيعيان جنوب عراق در سال 1370 توسط صدام سركوب شد و 24 ساله بود كه پدرش سيد محمد صادق صدر را به شهادت رساندند. قبل از حمله آمريكا به عراق و سقوط صدام , مقتدي صدر و گروهش نزد برنامه ريزان آمريكايي از لحاظ توان سياسي و حوزه نفوذش ميان شيعيان عراق ناشناخته بود و ساير گروه هاي معارض عراقي نيز كه براي ساقط كردن صدام به ضرورت تشريك مساعي سياسي با يكديگر پي برده بودند از وجود جنبش مقتدي صدر در داخل عراق كه نماينده بخش اعظم شيعيان پرشور اين كشور بود , غافل و بي خبر بودند. به همين علت بود كه آمريكا نيز قبل از حمله به عراق در چارچوب تلاش هاي خود براي جلب همكاري گروه هاي مختلف شيعي اين كشور با جنبش مقتدي صدر هيچگونه مذاكره و تعاملي نداشت . از اين رو است كه امروزه هم آمريكايي ها و هم گروه هاي عراقي با ظهور جنبش جوانان پرشور شيعه به رهبري مقتدي صدر غافلگير شده و وي را مانع عمده برنامه ريزيهاي خود در عراق مي دانند. بنظر مي رسد اكنون آمريكائيها كه به توان و نفوذ مقتدي صدر و گروهش در ميان شيعيان عراق واقف شده اند تلاش دارند تا قبل از فرا رسيدن موعد مقرر براي انتقال قدرت به عراقيها يعني 10 تير , گروه مقتدي صدر را مضمحل و نابود كنند و اگر نتوانند , به گونه اي رفتار كنند تا مردم عراق تحت تاثير تبليغات و نيرنگهاي آمريكا به اين گروه بدبين شوند. درباره اهداف و خواسته هاي مقتدي صدر و گروهش « جماعت صدرثاني » , تاكنون نظرات و پيشداوريهاي گوناگوني از سوي محافل سياسي و خبري داخلي و خارجي منتشر شده است كه بنظر مي رسد بعضا بدون نظر داشت شرايط جاري عراق و صرفا با عنايت به اميال اشغالگران غربي ابراز شده است . در چنين قضاوتهائي نه تنها جانب امانتداري و انصاف رعايت نشده بلكه با كمي تامل و دقت , غرض ورزي هاي صورت گرفته در آنها آشكار مي گردد. قطعا انتخاب چنين شيوه هايي براي اطلاع رساني افكار عمومي را اقناع نخواهد ساخت . مطلب حاضر تلاش دارد بدور از هرگونه موضعگيري و تنها از طريق انعكاس نظرات مقتدي صدر كه طي يكسال اخير در گفتگو با برخي رسانه هاي خبري انجام داده , خوانندگان را با نظرات وي در زمينه هاي مختلف آشنا سازد. گفتگوي روزنامه ايتاليايي « ايل مساجرو » با صدر ث آقاي صدر در اين لحظه كجا هستيد آيا مخفي شده ايد در نجف هستم و از هيچ كس هم خودم را پنهان نمي كنم .من هر لحظه براي مرگ آمادگي دارم . پشت سر من سايه پدرم وجود دارد , كسي كه مقابل ظالم ترين حاكم دنيا (صدام ) ايستاد و جنگيد.من هم با همين نام براي عراق آزاد و آباد مي جنگم . به جاي مخالفت با نيروهاي ائتلافي آيا بهتر نبود آنها را همراهي مي كرديد يك مسئله بايد مشخص شود و آن اينكه مردم ما تحمل هيچ تجاوز و اشغالگري را ندارند و حمله به شهرهاي عراق را محكوم مي كنند. آمريكايي ها و نيروهاي ائتلافي شان اخيرا رفتارهاي متناقضي از خود بروز داده اند. مردم كشورهاي ائتلافي كه امروز در عراق هستند بايد بفهمند و سياسيون خود را متقاعد كنند كه تنها راه چاره , بازگشت سربازان آنها به خانه هايشان است , چون هيچكس نمي تواند اتفاقاتي را كه در عراق مي افتد , پنهان كند. به چه علت عليه نيروهاي آمريكايي به اقدامات نظامي متوسل شده ايد ما تهاجم را شروع نكرده ايم بلكه آنها هستند كه هر روز زنان و مردان عراقي را زنداني و شكنجه مي كنند و بسياري از مردم بيگناه را كشته اند. رفتار امروز ما در حقيقت عكس العمل چنين وقايع دردناكي است . من متعجبم كه مي بينم مردمي كه از تمدن حرف مي زنند خودشان بدون هيچ خجالت و شرمي , ملت ما را كه خواهان آزادي و رفع اشغالگري هستند , مي كشند.اين رفتار آنان براي ملت ما گران تمام شده و نفرت شديدي را در ما بوجود آورده است . چه اهدافي را از تشكيل « ارتش المهدي » دنبال مي كنيد من هيچ اختياري براي تشكيل آن ندارم , بلكه ايمان و اعتقاد جوانان ما بطور خودجوش اين لشگر بزرگ را ساخته است . همه مي دانند تا قبل از اين اعضاي اين لشگر براي صلح و كمك به مردم مستضعف و فقير عراق كار مي كردند. اما حالا كه مسئله تجاوز و تهاجم به كشور پيش آمده , مسلح شده ايم تا از مردم و خودمان دفاع كنيم . ما را متهم مي كنند كه يك گروه مخالف مسلح تشكيل داده ايم اما اين يك دروغ بزرگ است . گفتگوي سايت عراقي « الكتابه » با صدر شما دقيقا چند سال داريد در آغاز سال 1974 برابر با 20 ذيحجه 1393 هجري قمري بدنيا آمدم . گفته مي شود شما در تحصيلات حوزوي پس از دوره مقدماتي , بدون گذراندن دوره سطح به تحصيلات درس خارج مشغول شده ايد صحت دارد من از 14 سالگي تحصيلات حوزوي را شروع كردم . بنابر اين تاكنون 16 سال است كه مشغول تحصيل هستم و براي گذراندن دوره هاي مقدمات , سطح و سطوح عالي زماني كمتر از آنچه كه گفتم , طول مي كشد. مرجع تقليد شما كيست و در مسايل روزمره از چه كسي تقليد مي كنيد مرجع تقليد من , شهيد صدر است . درباره مسايل روز نيز از آيت الله حائري تقليد مي كنم . چرا شما در خلال جنگ عراق و نيز بلافاصله پس از سقوط رژيم صدام , با اشغال عراق اقدام به مقابله نكرديد روشن است كه براندازي رژيم سابق عراق يكي از اهداف ائتلاف غرب براي آغاز جنگ بود و اين مسئله همچنين آرزويي بود كه در آن زمان هيچكس نمي تواند , شدت تعلق مردم عراق را به آن انكار كند. از سوي ديگر مردم عراق خود قادر نبودند به اين آرزو تحقق ببخشند , كما اينكه اين موضوع در انتفاضه سال 1990 شيعيان جنوب عراق اثبات شد. از طرف ديگر امروز پس از گذشت ماه ها از اشغال عراق براي هر فرد آگاه و متعهد به دين و وطن مشخص شده كه اوضاع از چه قرار است و آمريكائيها در عراق بدنبال چه اهدافي هستند. وانگهي آنچه ما عليه ائتلاف آمريكا انجام مي دهيم بسيار كمتر از آن است كه بتوان نام آن را مقاومت يا مقابله گذاشت . اگر ما حقيقتا بخواهيم مقابله عليه ائتلاف را آغاز كنيم , به حول و قوه الهي اثري از اشغالگران باقي نخواهد ماند. درباره ترور « عبدالمجيد خويي » و اتهامات خود چه حرفي داريد تا بگوييد « عبدالمجيد خويي » روز دهم آوريل 2003 (22 فروردين 1382 )ترور شد . عاملان اين عمليات نيز پس از گذشت مدت زمان كوتاهي بوسيله شبه نظامياني كه آن زمان كنترل نجف را به عهده داشتند , دستگير شدند اما بناگاه همه اين افراد ناپديد شدند. اين قاتلان وابسته به محافل ناشناخته داخل نجف بودند. اما اكنون پس از يكسال اين اتهامات را مطرح كرده اند. سوال من از كسانيكه ما را به اين قتل متهم مي كنند اينست كه اگر من و يا يكي از اعضاي دفتر من متهم به اين قتل بود چرا با يكسال تاخير اين اتهامات را مطرح مي كنيد از همين جا معلوم مي شود كه عاملان اين ترور كساني هستند كه اهداف شيطنت آميز دارند. حكم جلب شما صادر شد , ولي از معرفي خودتان خودداري كرديد. فكر نمي كنيد اگر تسليم مي شديد مساله تمام شده تلقي مي شد حكم جلب من يك حركت برنامه ريزي شده و يك توطئه كثيف است بدلايل بسياري كه براي همگان مي گويم . از جمله : 1 ـ حكم جلب من از سوي شوراي حكومتي صادر شد كه اساسا اين مسئله مربوط به آنان نمي شود. 2 ـ حتي اگر شوراي حكومتي كه تمام اعضاي آن توسط آمريكائيها تاييد و تعيين شده اند , را قانوني بدانيم باز هم حكم جلب من به تاييد دادگاه نرسيده و علاوه بر آن هم رئيس قوه قضائيه و هم وزير دادگستري از صدور چنين حكمي اظهار بي اطلاعي كرده اند و اين امري مهم است كه موجب شده نسبت به اهداف پشت پرده طراحان اين سناريو , دچار شك و ترديد فراوان بشويم . 3 ـ طبق قانون , در پرونده هاي جنايي , حكم جلب تا 45 روز قابل پيگيري و قانوني است و پس از گذشت اين مدت از درجه اعتبار ساقط مي شود اما چطور شده كه اين حكم درباره من جاودانه است و پس از ماه ها هنوز لغو نشده است 4 ـ بديهي است زماني به قانون گردن مي نهيم كه مجريان و ضابطين آن براساس غرض ورزي و مسايل پشت پرده حكم صادر نكنند چرا كه زمان صدور حكم , مستقل بودن و تحت فشارهاي سياسي نبودن قاضي , يك شرط اساسي است . نظر شما درباره اين كه گفته مي شود « جيش المهدي » را براي برقراري موازنه ميان « جماعت صدرثاني » وابسته به خود و « سپاه بدر » وابسته به مجلس اعلا تشكيل داده ايد , چيست با توجه به اوضاع نابسامان كشور بويژه اينكه ائتلاف آمريكا , با برنامه هاي از پيش تعيين شده اش مردم عراق رامقابل عمل انجام شده قرار مي دهد , سپس مردم را مجبور به اطاعت از آن مي كند , چه اشكالي دارد كه براي موازنه قوا , سازمانهايي تشكيل شود علاوه بر آن هر زمان كه تمام شبه نظاميان عراقي وابسته به گروه هاي عراقي خلع سلاح شدند ما نيز خلع سلاح مي شويم . درباره دمكراسي و اينكه براي هر تصميمي بايد به آراي مردم مراجعه شود , چه نظري داريد حتي اگر مردم حكومت لائيك را بپذيرند اگر معني دمكراسي حكومت اكثريت بر مردم بدون ضايع شدن حقوق اقليت هاست , در اين صورت ما از كساني بوديم كه حتي پيش از صدور فتواي مراجع در اين باره , خواستار آن شديم . ضمن اينكه وقتي فتواي مراجع در اين زمينه صادر شد از آن حمايت كرديم و به همراه ساير مردم عراق طي تظاهراتي خواستار اجراي آن شديم . علاوه بر آن بارها اعلام كرده ايم كه حتي يك روز پس از برگزاري انتخابات آزاد و سالم در عراق , هيچ شبه نظامي وابسته به ما در عراق وجود نخواهد داشت . درباره خواسته اكراد عراق مبني بر تامين حقوقشان از طريق حكومت فدرال چه نظري داريد با حكومت فدرالي موافقيم بشرط آنكه همه عراق را در برگيرد نه حاكميت هاي جدا از يكديگر كه پرچم , دولت و ارتش مستقل داشته باشند. از طرفي همه بخوبي مي دانند كه اكراد خواهان جدايي و تشكيل يك كشور مستقل هستند اما اوضاع بين المللي و منطقه اي چنين اجازه اي را به آنان نمي دهد. آيا فكر مي كنيد در اين مبارزه اي كه عليه اشغال عراق آغاز كرده ايد , پيروز خواهيد شد اولا دفاع از خود , واجب شرعي است . در ثاني ما با كسي وارد جنگ نشده ايم . حوادث اخير عراق نيز چيزي بيش از دفاع از خود و مقدسات نبوده است و هيچ انسان عاقلي نيز به هنگام دفاع از خود به اين موضوع فكر نمي كند كه آيا در اين دفاع , پيروز مي شود يا شكست مي خورد. ما وقتي ديديم نيروهاي متجاوز با تانك به شهرهاي مقدس و مردم حمله كردند و قتل عام راه انداختند , اسلحه بدست گرفتيم و به دفاع پرداختيم . به فرض , اگر نيروهاي ائتلاف طبق خواسته شما از عراق خارج شوند , چگونه مي خواهيد امنيت مرزهاي عراق را از طمع ورزي كشورهاي همجوار تضمين كنيد همه خواسته ما بر اين نكته تمركز دارد كه بايد براي خروج نيروهاي ائتلاف از عراق , جدول زمانبندي مشخصي تدوين و اجراي آن از سوي سازمان ملل تضمين شود. ما مي گوييم اين نيروها پس از برگزاري انتخابات قانوني آزاد و سالم , كشور عراق را ترك كنند تا دولت قانوني و ارتش قانوني , خود به حفظ امنيت مرزها مبادرت كند. اينكه شما خواستار حكومتي برپايه ولايت فقيه هستيد آيا مي خواهيد اقليت ها و اكراد وساير گروه ها را مجبور به پذيرش آن كنيد اين سوال نشانه ناآگاهي شما از فقه اسلامي است . ولايت فقيه نيازي به تلاش براي بدست گرفتن قدرت از طريق كودتا يا انقلاب ندارد. ولايت فقيه , مرهون پذيرش از سوي عموم مردم است و اين امر ويژه شيعيان است . بنابر اين چگونه مي توان اين نظريه را بر كسانيكه اهل سنت هستند يا عقايد ديگري دارند , تحميل كرد. در زمينه حكومت اسلامي , سخن ما اينست كه راي مردم در انتخابات براي تعيين حكومت بر همه چيز مقدم است , پدر مرحومم وقتي از او درباره ميزان اختيارات ولايت فقيه سوال مي كردند , مي گفت : وسعت ولايت فقيه به اندازه دلالت دليل است و همگاني بودن آن را رد مي كرد. آيا شما در دولت آينده عراق كه بناست در سي ام ژوئن 2004 (دهم تير 1383 ) تشكيل شود , شركت خواهيد كرد بارها اين سخن را تكرار كرده و باز هم تكرار مي كنم . من و هواداران من وارد دستگاه حكومتي عراق نخواهيم شد حال اين دولت چه قانوني باشد چه غيرقانوني . و اعتقاد داريم كه تنها راه حل مشكل عراق , برگزاري كنفرانسي ملي تحت نظارت سازمان ملل يا كشورهاي اسلامي يا مخلوطي از اين دو است . تا اين كنفرانس , دولتي تشكيل دهد كه بدون تحميل فشار قدرت هاي جهاني قادر به اداره كشور باشد. بخش اعظم ارتش عراق نيز بايد دعوت به كار شوند تا به همراه ديگر كسانيكه آمادگي پيوستن به ارتش را دارند , امنيت كشور را حفظ كنند. و ديگر اينكه تمام گروه هاي عراقي و شبه نظاميان آنان خلع سلاح شوند. گفتگوي مجله آلماني « اشپيگل » با مقتدي صدر شما خواهان خروج سريع اشغالگران آمريكايي هستيد. آيا فكر نمي كنيد اين كار هرج و مرج موجود در عراق را افزايش خواهد داد بايد از هر نوع اشغالگري بيزاري جست . هر قدر اشغالگران بيشتر در كشور اشغال شده باقي بمانند , پيامدهاي آن بدتر است . آمريكايي ها بايد بروند. در غير اين صورت موج خشونت همه جا را پر مي كند. اشغالگران حتما بايد طي يك جدول زماني معين و تحت نظارت سازمان ملل از عراق بيرون بروند. همين امروز تصميم گيري براي چنين كاري بهتر از فرداست . آيا عكس حرف شما صحيح نيست برخي مي گويند اگر آنها نبودند مجموعه اي از جنگ ها در عراق اتفاق مي افتاد كه بسيار شديدتر از درگيري هاي فعلي بود. اما آمريكايي ها خودشان اين وضعيت را به وجود آورده اند. به نظر مي رسد آنها نه مي توانند و نه مي خواهند كه امنيت عمومي را برقرار كنند. حمله به مقر سازمان ملل در بغداد اين امر را نشان داد. حمله به روحانيون نجف نيز نشان داد كه نيروهاي خشن ارتش جورج بوش , خود مسبب ناامني هستند. اگر اشغالگران سياست هاي امنيتي قابل قبولي اجرا مي كردند , چنين اتفاقاتي نمي افتد. اين را ديگر دوست و دشمن همه مي گويند. برخي شواهد حاكي از آن است كه القاعده در عراق نفوذ كرده است . شما در اين زمينه چه نظري داريد اگر اين واقعيت داشته باشد يك دليل ديگر مبني بر ناتواني آمريكايي هاست و نشان دهنده آن است كه بايد خيلي سريع دست به اقداماتي بزنيم . البته به هيچ وجه نبايد از وظيفه اصلي خويش يعني پايان دادن به اشغالگري غافل شويم . بسياري از هم كيشان شما حضور آمريكايي ها تا زمان تشكيل يك نظام سياسي دموكراتيك را منطقي مي دانند. آيا واقعا فكر مي كنيد آمريكايي ها مي توانند براي ما حكومت دموكراتيك به ارمغان بياورند خنده دار است . سربازان آقاي بوش اينجا نيامده اند كه به ما دموكراسي آمريكايي بدهند. آنها براي چه اينجا هستند واشنگتن از مدت ها پيش حمله به عراق را برنامه ريزي كرده بود. آمريكايي ها كاملا به دنبال منافع خود هستند. به همين دليل تنها روزي عراق را ترك مي كنند كه منافعشان برآورده شده باشد. شوراي حكومتي جديد در عراق مي كوشد چارچوب هايي دموكراتيك را براي آينده عراق فراهم آورد.... .... چه باشگاه اسفباري ! اين 25 نفري كه پل برمر , حاكم آمريكايي ها , به دلخواه خود انتخاب كرده , به هيچ وجه نماينده كشور عراق نيستند. چند شخصيت سرشناس مسلمان از ميان شيعيان در شوراي جديد حضور دارند. اين چيزي را تغيير نمي دهد. آنها نماينده ملت نيستند. آنان در قبال مردم مسئوليتي ندارند بلكه تنها بايد به برمر گزارش دهند و به حرف هاي وي گوش دهند. خوب چه جايگزين سياسي ديگري مي شد به جاي اين شورا مطرح كرد اشغالگران بايد خيلي زود انتخابات برگزار كنند. مردم بايد خودشان در مورد ساختار سياسي تصميم بگيرند. اين مي تواند يك آغاز باشد. چنين چيزي بايد الان اتفاق بيفتد و نه بعدها. آمريكايي ها براي انتخابات تاريخ دقيقي مشخص نمي كنند تا شرايط را به دلخواه خويش پيش ببرند. اما از مجموع 25 عضو شورا 13 نفر شيعه هستند و ظاهرا به اندازه كافي به شيعيان توجه شده است . مسئله اين نيست . انتخاب اعضا توسط اشغالگران مشكل اصلي است . بسياري از اعضا توانايي هاي لازم را ندارند. حتي يكي از علماي نجف هم در شورا حضور ندارد. اين به سخره گرفتن عقلانيت بشري است . با اين شورا نمي توان كاري را آغاز كرد. ما آن را تحريم مي كنيم و براي ما اصلا وجود ندارد. شما از برگزاري انتخابات حمايت مي كنيد اما شوراي حكومتي فعلي را قبول نداريد. به نظر شما پس چه كسي بايد انتخابات را برگزار كند سياستمداراني كه توسط مردم انتخاب شده باشند. مقتدي صدر , شوراي حكومتي عراق را به رسميت نمي شناسد و مايل به حضور طرفداران خود در اين شورا نيست مقتدي صدر فاقد تعصب ضد ايراني است و تقليد او از آيت الله حائري كه اصالتا ايراني است مويد اين حقيقت است آمريكا تلاش دارد تا مقتدي صدر و گروه او را قبل از 10 تير , موعد مقرر براي انتقال قدرت به عراقيها نابود كند و اگر نتواند , با نوع تبليغات خود , افكار عمومي را عليه وي بدبين كند هر قدر اشغالگران بيشتر در كشور اشغال شده باقي بمانند , پيامدهاي آن بدتر است . آمريكايي ها بايد بروند. در غير اين صورت موج خشونت همه جا را پر مي كند اين 25 نفري كه پل برمر , حاكم آمريكايي ها , به دلخواه خود و براي حاكميت عراق انتخاب كرده , به هيچ وجه نماينده كشور عراق نيستند سربازان بوش به عراق نيامده اند تا به ملت اين كشور دمكراسي هديه كنند مردم عراق خود بايد در مورد ساختار سياسي كشور خود تصميم بگيرند. چنين چيزي بايد همين الان صورت گيرد نه بعدها. در هر صورت پيرامون مقتدي صدر و نحوه عملكرد ايشان در شرايط كنوني ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد و برخي به هيچ وجه اقدامات مسلحانه ايشان در شرايط كنوني _كه شيعيان با توجه به اينكه اكثريت جمعيت عراق را تشكيل مي دهند و به طور طبيعي مي توانند از راههاي سياسي به حقوق خويش دست يابند_ را به مصلحت مردم عراق نمي دانند و آن را حركتي هر چند ناخواسته، در راستاي اهداف اشغالگران و ساير گروههاي رقيب شيعيان نظير القاعده و حزب بعث، تلقي مي كنند. با اين همه قضاوت نهايي پيرامون اين قبيل موضوعات نيازمند گذر زمان و حوادثي است كه اتفاق مي افتد، مي باشد.
(لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100117212)