ماجرای انتخاب رهبری پس از ارتحال امام خمینی ره

لطفا چگونگي انتخاب رهبري، بعد از رحلت امام را توضيح دهيد.(اين که خبرگان چه جلساتي تشکيل داد، چقدر طول کشيد، چگونه به نتيجه رسيدند و ...)

عملكرد مجلس خبرگان رهبري در انتخاب مقام معظم رهبري، براساس احراز دقيق و كامل شرايط و صلاحيت‏هاي مذكور در آموزه‏هاي اسلامي و اصل پنجم و اصل يكصدونهم قانون‏اساسي، صورت پذيرفت. در بررسي اين موضوع ابتدا از منظر تاريخي مروري بر حوادث آن زمان داشته و سپس به پاره‏اي از ويژگي‏ها و صلاحيت‏هاي حضرت آيت اللَّه خامنه‏اي براي احراز منصب رهبري نظام، كه مد نظر خبرگان رهبري در شناسايي و معرفي ايشان به عنوان ولي‏فقيه جامع‏الشرايط و شايسته‏ترين فرد براي رهبري ، اشاره مي‏شود:
در قانون اساسي مصوب 1358 مرجعيت يكي از اصلي ترين شروط رهبري به شمار مي رفت. در جريان بازنگري قانون اساسي در سال 1368 امام خميني(ره) با ارسال نامه اي به حضرت آيت الله مشكيني، رئيس مجمع بازنگري قانون اساسي، نظر صريح خود، مبني بر حذف شرط مرجعيت از مجموع شروط رهبري را اعلام فرمودند. در اين نامه آمده بود: « ...خواسته بوديد نظرم را در مورد متمم قانون اساسي بيان كنم. هرگونه آقايان صلاح دانستند عمل كنند، من دخالتي نمي كنم. فقط در مورد رهبري، ما كه نمي توانيم نظام اسلاميمان را بدون سرپرست رها كنيم. بايد فردي را انتخاب كنيم كه از حيثيت اسلاميمان در جهان سياست و نيرنگ دفاع كند. من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط مرجعيت لازم نيست. مجتهد عادل مورد تأييد خبرگان محترم سراسر كشور كفايت مي كند. اگر مردم به خبرگان رأي دادند تا مجتهد عادلي را براي رهبري حكومتشان تعيين كنند، وقتي آن ها هم فردي را تعيين كردند تا رهبري را به عهده بگيرد، قهري او مورد قبول مردم است. در اين صورت او ولي ّ منتخب مردم مي شود و حكمش نافذ است. در اصل قانون اساسي، من اين را مي گفتم، ولي دوستان در شرط مرجعيت پافشاري كردند من هم قبول كردم. من در آن هنگام مي دانستم كه اين در آينده نه چندان دور، قابل پياده شدن نيست. توفيق آقايان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. »( امام خميني، 9 اردي بهشت .1368)
آيت الله اميني، نايب رئيس مجلس خبرگان رهبري در اين باره مي گويد: «به دنبال آن ]دستور امام براي حذف شرط مرجعيت[ ما بحث هاي مفصلي انجام داديم و افرادي موافق اين شرط و عده اي هم مخالف آن بودند، تا اين كه قبل از ارتحال امام و زماني كه ايشان به بيمارستان منتقل نشده بودند، اين جانب و آيت الله موسوي اردبيلي كه رئيس كميسيون ولايت فقيه شوراي بازنگري بودند، به اتفاق مرحوم حاج احمد آقا، خدمت امام رسيديم و عرض كرديم، اجازه بدهيد مرجعيت به عنوان يك اولويت در قانون باشد ولو اين كه شرط رهبري نباشد، امام راحل (ره) تأملي كردند و فرمودند: نه، زيرا نه دليلي داريم كه رهبر بايد مرجع باشد و نه صلاح نظام است. آنچه ما داريم اين است كه ولي فقيه بايد مجتهد و فقيه جامع الشرايط باشد. »( آيت الله اميني، خطبه هاي نماز جمعه قم، 14 آذر .76)
از طرفي در اصل مذكور، پيش بيني شوراي رهبري نيز شده بود. اصل يكصد و هفتم قانون اساسي، مجلس خبرگان را مكلّف مي كرد تا در صورت نيافتن مرجعي داراي ويژگي ها و برجستگي هاي خاص براي رهبري، از ميان مراجع سه يا پنج مرجع واجد شرايط رهبري را به عنوان اعضاي شوراي رهبري، تعيين و به مردم معرفي كنند.
تشكيل اجلاس اضطراري
هنوز كار بازنگري قانون اساسي به اتمام نرسيده بود كه بنيان گذار انقلاب اسلامي نداي حق را لبيك گفته و جهان اسلام را با مرگ خود داغدار فرمودند. پس از ارتحال امام خميني(ره)، در شامگاه سيزدهم خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبري با تشكيل يك اجلاس اضطراري در همان شب، مسأله تعيين رهبر يا اعضاي شوراي رهبري را به بحث گذاشت. از آنجا كه كار بازنگري و اصلاح قانون اساسي همچنان در جريان و اعتبار قانون اساسي مصوب سال 1358 نيز به قوت خود باقي بود، مي بايست ساز و كاري درباره رهبري، در چارچوب همان اصول اتخاذ گردد، لكن در خصوص شرط مرجعيت، مجلس خبرگان، براساس نامه حضرت امام به آيت الله مشكيني، در اولين اقدام، اين شرط را از ميان برداشت و به همان اجتهاد مطلق بسنده كرد.
مرحله تعيين مصداق
به اين ترتيب مرحله اي دشوارتر كه تعيين مصداق بود، پيش روي خبرگان قرار گرفت. در اين مرحله تعدادي از نمايندگان مجلس خبرگان، برخي از مراجع عظام تقليد را پيشنهاد كردند كه به دليل حساسيت موضوع رهبري، دشواري ها و پيچيدگي هاي عالم سياست، آن هم در جهان پيچيده كنوني، با استقبال خبرگان روبرو نشد .
از آنجا كه در بحث شوراي رهبري، يكي از شخصيت هاي مورد توجه خبرگان، شخص حضرت آيت الله خامنه اي بود، در اين مرحله نيز با هدايت الهي، قلب ها به سوي ايشان معطوف و پيشنهاد رهبري ايشان، مطرح گرديد كه به رغم مخالفت صريح و شديد معظم له، اين پيشنهاد به رأي گذاشته شد كه در نتيجه آن، حضرت آيت الله خامنه اي با اكثريت قاطع خبرگان امّت، به زعامت و رهبري انقلاب پس از امام خميني(ره) برگزيده شدند.
مقام معظم رهبري، نحوه اين انتخاب تاريخي و وضعيت روحي خود در آن شرايط حساس را چنين تشريح مي كنند:
«آنچه كه در خصوص تعيين رهبر واقع شد و بار اين مسئوليت، بر دوش بنده كوچك ضعيف حقير گذاشته شد؛ براي خود من حتي يك لحظه و يك آن از آنات گذشته زندگي، متوقع و منتظر نبود. اگر كسي تصوّر كند كه در طول دوران مبارزه و بعدها در طول دوران انقلاب و مسئوليت رياست قوه اجرايي، حتي يك لحظه در ذهن خودم خطور مي دادم كه اين مسئوليت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه كرده است. من هميشه خودم را نه فقط از اين منصب بسيار خطير و مهم، بلكه حتي از مناصبي كه به مراتب پايين تر از اين منصب بوده است - مثل رياست جمهوري و ديگر مسئوليت هايي كه در طول انقلاب داشتم - كوچك تر مي دانستم... البته در آن ساعات بسيار حساسي كه سخت ترين ساعات عمرمان را گذرانديم و خدا مي داند كه در آن شب شنبه و صبح شنبه چه بر ما گذشت؛ برادرها از روي مسئوليت و احساس وظيفه، با فشردگي تمام، فكر و تلاش مي كردند كه چگونه قضايا را جمع و جور كنند، مكرر از من به عنوان عضو شوراي رهبري اسم مي آوردند، كه البته در ذهن خودم آن را رد مي كردم؛ اگر چه به نحو يك احتمال، برايم مطرح مي شد كه شايد واقعاً اين مسئوليت را به من متوجه كنند.
در همان موقع، به خدا پناه بردم و روز شنبه، قبل از تشكيل مجلس خبرگان با تضرع و توجه و التماس، به خداي متعال عرض كردم: پروردگارا! تو كه مدبّر و مقدر امور هستي؛ چون ممكن است به عنوان عضوي از مجموعه شوراي رهبري، اين مسئوليت متوجه من شود؛ خواهش مي كنم اگر اين كار ممكن است اندكي براي دين و آخرت من زيان داشته باشد، طوري ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتي پيش نيايد. واقعاً از ته دل مي خواستم كه اين مسئوليت متوجه من نشود.
هر چه تلاش كردم نتيجه نداد
بالاخره در مجلس خبرگان، بحث هايي پيش آمد و حرف هايي زده شد كه نهايتاً به اين انتخاب منتهي شد. در همان مجلس، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا اين كار انجام نگيرد؛ ولي انجام گرفت و اين مرحله گذشت.
من، همين الان خودم را يك طلبه معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص مي دانم؛ نه فقط براي اين شغل با عظمت و مسئوليت بزرگ، بلكه - همان طور كه صادقانه گفتم - براي مسئوليت هاي به مراتب كوچك تر از آن، مثل رياست جمهوري و كارهاي ديگري كه در طول اين ده سال داشتم؛ امّا حالا كه اين بار را روي دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آنچنان كه خداي متعال به پيامبرانش توصيه فرمود: «خذها بقوه » براي اين مسئوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد مي كنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسئوليت را در حد وسع خود - كه تكليف هم بيش از وسع نيست - با قدرت و قوت و حفظ شأن والاي اين مقام، حفظ كنم و انجام بدهم. اين، تكليف من است كه اميدوارم ان شاءالله مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي ولي عصر(عج) و مؤمنان صالح باشم. »( مقام معظم رهبري ، 12 / 4 / 68 در جمع ائمه جمعه سراسر كشور به اتفاق مجلس خبرگان رهبري.)
مقام معظم رهبري چند سال بعد به مناسبتي با اشاره به اين موضوع، مي فرمايد:
«بعد از رحلت امام (ره)، در آن روز اول كه در مجلس خبرگان شركت كردند، بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم و بالاخره اسم اين بنده حقير به ميان آمد و بحث كردند چه كسي را انتخاب كنيم و اتفاق كردند بر اين كه اين موجود حقير ضعيف را به اين منصب خطير انتخاب بكنند. من فعاليت كردم. مخالفت جدي كردم، نه اين كه مي خواستم تعارف بكنم، خدا خودش مي داند كه در دل من، در آن لحظات چه مي گذشت.
رفتم آنجا ايستادم و گفتم: آقايان صبر كنيد، اجازه بدهيد! - اين ها همه ضبط شده و موجود است، هم تصوير و هم صداي آن هست - شروع كردم به استدلال كه من را براي اين مقام انتخاب نكنيد. هر چه اصرار كردم، قبول نكردند. هر چه من استدلال كردم، آقايان مجتهدين و فضلايي كه در آنجا بودند، استدلال هاي مرا جواب دادند. من قاطع بودم كه قبول نكنم؛ ولي بعد ديدم چاره اي نيست. چرا چاره اي نبود؟ زيرا به گفته افرادي كه من به آنها اطمينان دارم، اين واجب، در من متعين شده بود؛ يعني اگر من اين بار را برنمي داشتم، اين بار زمين مي ماند. اين بود كه گفتم: قبول مي كنم. چون ديديم بار بر زمين مي ماند، براي اين كه بار بر زمين نماند، آن را برداشتم. اگر كس ديگري آنجا بود يا من مي شناختم كه ممكن بود اين بار را بردارد و ديگران هم او را قبول مي كردند، يقيناً من قبول نمي كردم كه اين بار را بردارم. بعد هم گفتم: پروردگارا! توكل بر تو و خدا هم تا امروز كمك كرد. »( معظم رهبري، 23 آذر 1373، در ديدار عمومي به مناسبت روز ولادت با سعادت حضرت امام جواد (ع).)

ملاك هاي اين انتخاب تاريخي
مهم ترين ملاك هاي مجلس خبرگان رهبري براي اين تصميم خطير، عبارت بودند از:
.1 صلاحيت علمي لازم معظم له براي افتاء در تمامي ابواب فقه ،
.2 عدالت و تقواي لازم براي رهبري امت اسلام،
.3 بينش عميق سياسي، شجاعت، تدبير، توان مديريتي بالا و يك دهه تجربه بسيار ارزشمند در سطوح بالاي مديريتي كه 8 سال رياست جمهوري در سخت ترين شرايط جنگي، از جمله آنها بود.
افزون بر همه اينها، نظر صريح و بي پرده بنيان گذار انقلاب اسلامي نسبت به صلاحيت كامل معظم له براي تصدي امر رهبري كه با شهادت تعدادي از افراد امين و مورد اعتماد امام به اثبات رسيده بود، خبرگان را در اين تصميم دلگرم تر نمود. در همان جلسه بود كه حضرت آيت الله موسوي اردبيلي، رياست قوه قضائيه، حاج سيد احمد آقا خميني؛ و نيز حجه الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني كه همگي از ياران نزديك و امين امام راحل بودند، شهادت دادند كه بارها از زبان امام جملاتي را شنيدند كه صراحت در صلاحيت حضرت آيت الله خامنه اي براي رهبري داشت.
آقاي هاشمي رفسنجاني در يكي از سخنان خود، با اشاره به نخستين جلسه اي كه براي حل مشكل قائم مقام رهبري در محضر امام برگزار شده بود و در آن جلسه سران سه قوه و حاج احمد آقا خميني؛ و آقاي مهندس ميرحسين موسوي (نخست وزير وقت) هم حضور داشتند، مي گويد:
«رهبري آيت الله خامنه اي را اولين بار امام مطرح فرمودند، در حالي كه هيچ كدام از ما اساساً تصوري از اين موضوع نداشتيم. »( آقاي هاشمي رفسنجاني، خطبه هاي نماز جمعه تهران، 7 آذر .1376)
ايشان همچنين اضافه مي كند:
مسأله دوم ما اين بود كه كسي را [براي رهبري بعد از امام] نداشتيم. يكي از بحث ها، همان جا همين بود كه در آن جلسه ما گفتيم كه خوب چه كسي؟ ما كه آقايان را مي شناسيم، ما كه علمأ را مي شناسيم، ما كه همكارانمان را مي شناسيم، چنين چيزي نمي شود. در آن جلسه بود كه ايشان (امام خميني ره) فرمودند: «همين آقاي خامنه اي» به هر حال اولين بار امام فرمودند، ما اصلاً چنين تصوري نداشتيم، براي ما كه غيرمنتظره بود و براي شخص رهبري هم اصلاً شوك آور بود. »( همان. )
همچنين ايشان در مجلس خبرگان رهبري در سال 68 در حضور شاهدان اين قضيه را نقل مي کند : در قضاياي مهدي هاشمي همراه با آقايان خامنه‏اي، موسوي اردبيلي و ميرحسين موسوي خدمت امام(رحمه‏الله) رسيديم و سيد احمد خميني نيز حضور داشت، در آنجا به امام گفتيم: شما با اقدامات خود ما را درباره رهبري آينده در بن‏بست قرار مي‏دهيد. امام با اشاره به آقاي خامنه‏اي فرمود: «در ميان شما كسي است كه شايسته رهبري است و شما در بن بست قرار نخواهيد گرفت».
همچنين، مرحوم حجه الاسلام والمسلمين حاج احمد آقا خميني؛ يار و امين امام راحل (ره)، در حضور خبرگان ملت فرمود: وقتي حضرت آيت الله خامنه اي در سفر به كره شمالي بودند، امام گزارش هاي آن سفر را از تلويزيون مي ديدند، آن منظره ديدار از كره، استقبال مردم يا سخنراني ها و مذاكرات ايشان در آن سفر خيلي برايشان جالب بود و فرموده بودند: «الحق كه ايشان شايستگي رهبري را دارند. »( مجله ارزش ها (منتظري از اوج تا فرود)، بهمن 1376، ص .95) او همچنين در يكي از سخنان خود، خطاب به مقام معظم رهبري فرمودند:
«حضرت امام بارها از جناب عالي به عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند. »( روزنامه رسالت، 16 خرداد .68)
خانم زهرا مصطفوي، صبيه حضرت امام خميني نيز مي گويد:
«من مدت ها قبل از بركناري قائم مقام رهبري، شخصاً از محضر امام درباره رهبري پرسيدم و ايشان از آيت الله خامنه اي نام بردند و پرسيدم كه آيا شرايط مرجعيت و اعلميت در رهبري لازم نيست و ايشان نفي كردند و از مراتب علمي ايشان پرسيدم و صريحاً فرمودند كه «ايشان اجتهادي را كه براي ولي فقيه لازم است، دارد. »( مجله ارزش ها (منتظري از اوج تا فرود)، بهمن 76، ص .80 )
پس از انتخاب حضرت آيت الله خامنه اي به رهبري امت اسلامي، استقبال بي نظيري از سوي شخصيت ها، علماي مذهبي و سياسي و نيز تشكل ها و احزاب صورت گرفت. صداي زنگ كاروان هايي كه از دور و نزديك خود را به جماران مي رساندند تا با جانشين آن يار سفركرده بيعت نمايند، تا ماه ها پس از رحلت امام (ره) همچنان به گوش مي رسيد. پيام هاي تبريك مراجع عظام و شخصيت هاي طراز اوّل علمي و سياسي و نيز احزاب و گروه ها يادآور صحنه هاي پرشور و هيجاني بود كه در غدير، نقشي ماندگار از خاطره ها بر جاي گذاشت.
پس از اين انتخاب، مراجع بزرگوار تقليد، علما و شخصيت‏هاي مذهبي، سياسي، فرهنگي و...، هر يك در پيام‏ها، سخنراني‏ها، مصاحبه‏ها، باتمجيد فراوان از اين انتخاب، آن را «هدايتي الهي»، «انتخابي شايسته»، «مايه دل‏گرمي و اميدواري ملت ايران و يأس دشمنان» شمرده، از ايشان با عنوان «شخصيتي ممتاز»، «واجد همه شرايط رهبري» و «صالح‏ترين فرد براي اين منصب» نام بردند پرسش‏ها و پاسخ‏هايي درباره مجلس خبرگان رهبري، پيشين.. به عنوان نمونه آيةاللَّه العظمي اراكي(رحمه‏الله) در پيامي‏به مقام معظم رهبري فرمودند: «انتخاب شايسته حضرت عالي به مقام رهبري جمهوري اسلامي ايران، مايه دلگرمي و اميدواري ملت قهرمان ايران است» روزنامه جمهوري اسلامي 22/3/68..و آيةاللَّه العظمي گلپايگاني(رحمه‏الله) در بخشي از پيام خود خطاب به ايشان چنين مي‏نگارد: «از خداوند متعال مسألت دارم كه تأييدات خود را بر شما در منصب حساس رهبري جمهوري اسلامي ايران مستدام بدارد» علي مؤمن، قيادة آيةاللَّه الخامنه‏اي، ص‏91. و آيةاللَّه يوسف صانعي نيز چنين بيان مي‏نمايد: «آيةاللَّه خامنه‏اي، نه تنها مجتهد مسلّم مي‏باشد، بلكه فقيه جامع‏الشرايط واجب‏الاتباع مي‏باشد» حكايت‏نامه سلاله زهرا(سلام‏الله عليها)، ص‏225.. و آيةاللَّه‏العظمي ميرزا هاشم آملي نيز چنين بيان داشت: «انتخاب شايسته شما از سوي مجلس خبرگان، موجب اميد و آرامش گرديد؛ چرا كه شما شخصيتي متفكر، عارف به اسلام و صاحب درايت و تدبير هستيد» قيادة آيةاللَّه الخامنه‏اي، پيشين، ص 92.. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 5/100117263)