ارتباط مقام معظم رهبری با امام زمان(عج)

آيا آقاي خامنه اي با امام زمان رابطه دارد؟ دوم اينکه نظر خود ايشان در مورد ولي فقيه بودنشان چيست و مردم چه وظايفي در قبال ولي فقيه دارند؟

ارتباط با امام زمان هم مي تواند حضوري باشد و هم ارتباط قلبي و معنوي . همه دوست داران حضرت علاقه دارند که با ايشان ارتباط عميق روحي و معنوي برقرار کنند و به يقين مقام معظم رهبري بيش از همه اين ارتباط قلبي دارند وتوسلات وعشق سرشار ايشان به امام زمان زبانزد خاص و عام است . اما ارتباط به معناي ديدار و مشاهده امري است که معمولا پوشيده مي ماند و ديدار کنندگان حاضر نيستند آن را براي کسي بيان کنند و اگر ايشان نيز چنين ارتباطي داشته باشند به کسي بروز نمي دهند .
اما درمورد نيابت ايشان از امام عصر گفتني است :
همان گونه كه غيبت به دو مرحله صغرا و كبرا تقسيم مي شود، نيابت نيز به خاص و عام تقسيم مي شود؛ يعني، نيابت خاصه در غيبت صغرا و نيابت عامه در غيبت كبراست.
امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، در زمان غيبت صغرا اشخاص معيني را نايب خود قرار داده بود و آنها را به اسم و رسم معرفي نموده و هر يك را به وسيله نايب پيش از خود به مردم شناسانده بود.
اما در نيابت عامه، براساس يك ملاك و معيار كلي كه خود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف معين فرموده، هر فردي كه آن ضابطه را از همه جهت و در همه ابعاد دارا باشد، نايب امام عجل الله تعالي فرجه الشريف رهبر جامعه خواهد بود؛ پس اين مقام و نيابت توسط خود حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به عالمان واجد شرايط داده شده است.(1)
شيخ طوسي عجل الله تعالي فرجه الشريف شيخ صدوق و شيخ طبرسي از اسحاق بن عمار نقل كرده اند كه مولاي ما حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ( درباره وظيفه شيعيان در زمان غيبت ) فرموده است: « و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله عليهم؛ در حوادث و رخدادهايي كه واقع مي شود، به روايت كنندگان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنانم ».
طبرسي نيز در كتاب الاحتجاج، از امام صادق عليه السلام چنين نقل كرده است: « و اما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه، حافظاً لدينه، مخالفاً لهواه و مطيعاً لامر مولاء فللعوام ان يقلدوه؛ هر يك از فقها كه مراقب نفسش و نگهبان دينش و مخالف هوا و هوسش و مطيع فرمان مولايش ( ائمه عليهم السلام ) باشد، بر عوام لازم است كه از او تقليد كنند ».
بدين ترتيب امور مسلمين در زمان غيبت كبرا به دست ولي فقيه سپرده شده است. منصب فتوا، قضاوت و حكم براي فقيهان گذشته، توسط ائمه معصومين عليهم السلام جعل شده بود، ولي رسميت مرجعيت و زعامت فقهاي اسلام از اين تاريخ پديد آمد و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت( مسعود پورسيدآقايي، تاريخ عصر غيبت ، ص 47 – 45، چاپ دوم: 1383.)

بنابراين، حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران،‌ در اين برهه از زمان، نايب عام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هستند كه فقهاي ديگر ( مجلس خبرگان ) ايشان را ولي فقيه دانسته و به عهده دارند، زيرا اسلام، مسلمانان را در زمان غيبت كبرا بي سرپرست نگذاشته و مردم را به اطاعت از فقها ملزم كرده است.


براي اثبات اين مطلب بايد شرايط و ويژگى‏هاى لازم براى نيابت از معصومين(ع) و رهبرى در نظام اسلامى را به طور دقيق، مورد شناسايى قرار داد. شرايطى كه در متون و منابع اسلامى مورد تأكيد قرار گرفته، عبارت است از: 1. صلاحيت علمى لازم براى افتا در ابواب مختلف فقه (فقاهت و اجتهاد)؛ 2. عدالت و تقواى لازم براى رهبرى امت اسلامى؛ 3. بينش صحيح سياسى و اجتماعى، تدبير، شجاعت و مديريت و قدرت كافى براى رهبرى. در مرحله بعد نوبت به تطبيق هر يك از اين شرايط بر رهبر معظم انقلاب مى‏رسد. در اينجا به صورت خلاصه به پاره‏اى از ويژگى‏ها و صلاحيت‏هاى حضرت آيت‏اللّه خامنه‏اى براى احراز منصب رهبرى نظام، به نيابت از امام زمان(عج) اشاره شود: يك. صلاحيت علمى‏ يكم. اجتهاد آيت‏اللَّه‏خامنه‏اى از سوى بسيارى از مراجع و بزرگان -از جمله حضرت امام(ره) از قبل تصديق شده بوده است. دوّم. همه رساله‏هاى عمليه نوشته‏اند كه اگر دو نفر عادل خبره به اجتهاد كسى شهادت دهند، اجتهاد او قابل قبول است؛ اين در حالى است كه جامعه مدرسين حوزه علميه قم -كه مركب از ده‏ها مجتهد مطلق و چندين مرجع تقليد است ايشان را به مرجعيت پذيرفتند. همچنين در اساسنامه جامعه مدرسين آمده است: چيزى به عنوان نظر آن جامعه معتبر است كه حداقل شانزده تن از اعضا آن را امضا كرده باشند. بنابراين اعلاميه جامعه مدرسين به اين معنا است كه حداقل شانزده تن از مجتهدان و خبرگان در فقه، ايشان را مرجع مى‏دانند. سوّم. درس خارج مقام معظم رهبرى -كه در آن بسيارى از فضلا شركت كرده و همگى به وزانت علمى آن شهادت مى‏دهند دليل بر بنيه علمى نيرومند و ملكه اجتهاد ايشان است. اين توان علمى سابق بر رهبرى و حتى رياست جمهورى ايشان است؛ نه اينكه ايشان پس از رهبرى، درس خوانده و به اين رتبه از دانش رسيده باشند. دو. صلاحيت اخلاقى (عدالت و تقواى لازم) صلاحيت اخلاقى مقام معظم رهبرى نيز از امورى است كه در رفتار و عملكردهاى فردى و اجتماعى ايشان -از زمان كودكى، جوانى و مبارزات سياسى و نيز مسؤوليت‏هاى متعددى كه در بعد از انقلاب در شرايط حساس داشته‏اند به روشنى قابل اثبات بوده و تمام اشخاصى كه از نزديك با معظم‏له در ارتباطاند، گواه بر اين مدعا هستند. سه. توانايى‏هاى شخصى‏ در بند سوم اصل يكصد و نهم «بينش صحيح سياسى و اجتماعى، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت كافى براى رهبرى» از جمله شرايط و صفات رهبر دانسته شده است. يكم. مقصود از «بينش صحيح سياسى و اجتماعى» آن است كه رهبر، آن چنان از مسائل و موضوعات و قضاياى سياسى آگاه باشد كه بر آن اساس، هم قادر به اداره امور جامعه باشد و هم در جهت‏گيرى‏هاى ظريف بين‏المللى، تصميمات بجا، شايسته و مفيد به حال جامعه اتخاذ كند. دوّم. «مديريت و تدبير» عبارت از مجموعه استعدادهايى است كه در شرايط خاص، در رهبرى بارز و ظاهر مى‏شود و او را در اجراى وظايف سنگين خود يارى مى‏كند. كشف اين استعدادها از جمله مواردى است كه در تعيين رهبر، به يقين بايد مورد توجه خاص قرار گيرد. سوّم. «قدرت و شجاعت» نيز از جمله شرايطى است كه يا از برجستگى‏هاى علمى و اخلاقى ناشى مى‏شود و يا آنكه در زمره استعدادهاى درونى رهبر به شمار مى‏رود. به هر حال مقام شامخ رهبرى چنين مراتبى را مى‏طلبد و به هنگام تعيين و انتخاب رهبرى، بايد به اين موضوع توجه جدى داشت. مقام معظم رهبرى تاكنون توانايى‏هاى فوق‏العاده‏اى در راستاى رهبرى و مديريت جامعه -خصوصاً در مواقع بحرانى و سرنوشت‏ساز از خود بروز داده‏اند. از ديگر سو ايشان از بينش صحيح سياسى و اجتماعى و قدرت و شجاعت بالايى برخوردار مى‏باشند. اين مهم با مرورى بر پيشينه مديريتى ايشان -در شوراى انقلاب، دوران رياست جمهورى، سخت‏ترين شرايط ناشى از جنگ و محاصره‏هاى بين‏المللى، بيش از يك دهه رهبرى نظام و با موفقيت بيرون آمدن از فراز و نشيب‏ها و مشكلات متعدد داخلى و بين‏المللى به خوبى قابل اثبات است. آخرين مرحله‏اى كه شايسته است مورد توجه قرار گيرد، انتخاب قانونى ايشان از سوى خبرگان رهبرى است. اين انگاره خود متأثر از دو عامل است كه هر كدام به تنهايى، مهم‏ترين دليل بر شايستگى ايشان براى رهبرى نظام اسلامى است: 1. دارا بودن شرايط لازم براى رهبرى در حضرت آيت الله خامنه‏اى و احراز اين شرايط از سوى خبرگان، به عنوان بهترين و شايسته‏ترين فردى كه قدرت و توانايى رهبرى نظام را دارد. اين مسأله از سوى اكثريت قاطع اعضاى مجلس خبرگان تأييد شد. 2. تأكيد امام خمينى(ره) بر شايستگى آيت‏الله خامنه‏اى براى رهبرى نظام؛ حضرت امام در موارد متعددى به شايستگى ايشان تصريح كرده‏اند. حجت‏الاسلام و المسلمين هاشمى رفسنجانى در مجلس خبرگان رهبرى در سال 68 در حضور شاهدان اين قضيه را نقل كرد: در قضاياى مهدى هاشمى همراه با آقايان خامنه‏اى، موسوى اردبيلى و ميرحسين موسوى خدمت امام راحل رسيديم و سيد احمد خمينى نيز حضور داشت. در آنجا به امام گفتيم: شما با اقدامات خود ما را درباره رهبرى آينده در بن‏بست قرار مى‏دهيد. امام با اشاره به آقاى خامنه‏اى فرمود: «در ميان شما كسى است كه شايسته رهبرى است و شما در بن بست قرار نخواهيد گرفت». مرحوم حجت‏الاسلام سيداحمد خمينى نيز نقل نموده كه امام راحل فرمود: «آقاى خامنه‏اى شايسته رهبرى است». (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 1/100125220)