طرز تفکر دو جریان اصول گرا و اصلاح طلب

دو جريان اصلي كشور يعني اصولگرا و اصلاح طلب هر كدام چه نوع طرز تفكر و اعتقادي دارند؟

شکل گيري گروههاي اصولگرا و اصلاح طلب وصف بندي اين دو جبهه به طور منسجم به قبل انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري باز مي گردد هر چند پيش از آن هم بحث اصلاح طلبي و اصولگرايي مطرح بوده است اما شکل گيري منسجم اين گروهها و ائتلاف گروههاي همسو در اين عناوين و صف بندي اين دو تفکر و جريان به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري بر مي گردد . در جريان انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري عملا گروههاي سياسي و جريانات سياسي به سمت ائتلاف در سايه دو جبهه اصولگراو اصلاح طلب پيش رفتند ،جبهه اصولگراشامل جامعه روحانيت مبارز ،جبهه پيروان خط امام و رهبري و آبادگران و گروههاي همسو با آن و جبهه اصلاح طلبان شامل جامعه روحانيون مبارز ، جبهه مشارکت و گروههاي موسوم به جبهه دوم خرداد و تشکل هاي همسو مي باشد البته پس از انتخابات رياست جمهوري و در آستانه انتخابات دوره هشتم مجلس شوراي اسلامي گروههاي در اين ميان تحت عنوان اصولگرايان اصلاح طلب و اصولگرايان تحول خواه شکل گرفتند.ولي رقابت اصلي به همان دو جريان اصلي باز مي گردد .
«مهم ترين مبانی فکری گروههای اصولگرا»
مهم ترين ديدگاههاي جبهه اصولگرا عبارتند از : توجه ويژه به ارزشها و اصول اسلامي و انقلابي و محور قرار دادن آن در تصميم گيري ها ، عدالت محوري و رفع محروميت ها وتبعيض ها و توزيع عادلانه منابع کشور و پايه ريزي اقتصاد عدالت محور ، خدمتگزاري بي منت و مهر ورزي و در عرصه سياست خارجي محور قرار دادن اصول و ارزشهاي انقلاب ،تامين منافع ملي و کوتاه نيامدن در برابر زيادي خواهي هاي قدرتهاي بزرگ .
مقام معظم رهبری ضمن تبيين ملاک اصولگرايی فرمودند: «هر كس و هر جريانی كه به مبانی انقلاب علاقه‌مند و پايبند و هر نامی كه داشته باشد جزو اصولگرايان است» (بيانات مقام معظم رهبری در جمع مسئولان و کارگزاران نظام , 29/3/85) . ايشان مهم ترین شاخصه های اصول گرايی را در اين موارد بيان فرمودند:1- شاخصه اول ،عدالت خواهی و عدالت گستري که به زبان، ساده است، اما در عمل، كار بسيار دشواري است و مقدمات بسياري لازم دارد.
2- شاخصه دوم، “فساد ستيزي” است. سلامت اعتقادي و اخلاقي مسئولان كشور به خصوص مسئولان عالي رتبه، در سطح دولت و معاونين و از اين قبيل، بسيار مهم است و شاخصه ديگري است كه از لحاظ اعتقادي و اخلاقي، اشخاص سالمي باشند.
3- از ديگر شاخصه هاي مهم اصول گرايي، “اعتزاز به اسلام” است.ما بايد به اسلام، اعتزاز داشته باشيم. آن چه را كه اسلام به ما آموخته، اگر ما درست ياد گرفته باشيم و دچار كج فكري، انحراف و غلط فهمي نشده باشيم، چيزي است كه بايد به آن افتخار كنيم.4
4- “ساده زيستي و مردم گرايي”، شاخصه ديگري است كه بايد به آن توجه شود.
5- يكي ديگر از اين شاخصه ها، “تواضع و نغلتيدن در گرداب غرور” است كه لازمه اصول گرايي به شمار مي رود.
6- از ديگر شاخصه ها مي توان به “اجتناب از اسراف و ريخت و پاش” اشاره كرد.
7- “خردگرايي و تدبير و حكمت در تصميم گيري و عمل”، از شاخصه هاي مهم و مورد احتياج است.
8- “مسئوليت پذيري و پاسخ گويي”، نيز از ديگر شاخصه هاست. يعني پذيرش مسئوليت كارهايي كه بر عهده گرفته ايم. بايد احساس مسئوليت كرد.
9- “اهتمام به علم و پيشرفت علمي” است. علم كه وسيله رشد ملي، بشري، انساني و اوج گرفتن در محيط عام بشريت است جزو چيزهاي لازم است و بايد به آن اهتمام شود.
10- يكي ديگر از شاخصه هاي اصول گرايي كه جزو پايه هاي اصول گرايي به شمار مي رود، “سعه صدر و تحمل مخالف” است.
11- “اجتناب از هواهاي نفس”؛ چه هواي نفس شخصي و چه هواي نفس گروهي.
12- “شايسته سالاري”،
13- “نظارت بر عملكرد زير مجموعه”
14- “تلاش بي وقفه براي اين خدمات”
15- “قانون گرايي”
16- “شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال آن چه حق است”، نيز از ديگر شاخصه هاي اصول گرايي به شمار مي رود.(بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با اعضاي هيئت دولت ، 6/6/ 85)

« مهمترين مبانی فکری گروههای اصلاحات»
مهمترين ديدگاهها و مبانی فکری گروههای اصلاحات را مي توان در اين موارد برشمرد ؛ محور قرار دادن اصلاح و تحول ، قانون گرايي ، شايسته سالاري ، افزايش تطبيق پذيري نظام يا خواست ها و اهداف و...
مقام معظم رهبري با توجه به ضرورت اصلاح در جامعه به منظور برطرف نمودن مفاسد در ابعاد مختلف ، به منظور منحرف نشدن اين جريان ، شاخصه هاي اصلاحات حقيقي و انقلابي را برشمرده و تفاوت هاي آن را با اصلاحات غير حقيقي و به تعبير ايشان اصلاحات آمريكايي را تبيين نمودند كه به برخي از مهم ترين شاخصه ها و الزامات اصلاحات حقيقي از ديدگاه ايشان اشاره مي كنيم ؛
1- ارزش محوري و رعايت ارزشها و اصول اسلام و انقلاب ؛ آ اگر كساني بيايند با عدم اعتقاد به اساس ارزشها ، دم از تحول بزنند ، معلوم است كه تحول مورد نظر آنها ، يعني تحول نظام اسلامي به نظام غير اسلامي ، تحول مورد نظر آنها يعني حذف نام اسلام ، حذف حقيقت اسلام ... اين همان اصلاحات آمريكايي است .»( چشمه هميشه جاري ، دفتر سياسي سازمان عقيدتي سياسي ناجا ، بيانات مقام معظم رهبري ، 23/2/79، ص 23)
2- تعريف دقيق اصلاحات ؛ «اصلاحات بايد تعريف بشود بايد تعريف مشخصي از اصلاحات به وجود بيايد تا ترسيم آن چهره و وضعيتي كه ما در نهايت جاده اصلاحات مي خواهيم به آن برسيم ، براي همه آسان بشود .»( روزنامه كيهان ، 29/1/79)
3- سامان مندي اصلاحات ؛« اصلاحات بايد از يك مركز مقتدر و خويشتندار هدايت بشود تا دچار بي رويگي نشود ... بايد مركزي هوشيار ، مقتدر و خويشتندار وجود داشته باشد كه نگذارد به آن حركتي كه مي خواهد انجام بگيرد ، شتاب بيش از حد مفيد داده بشود . كار با ميزان و به طور صحيح انجام بگيرد .»( منشور اصلاحات ، رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع كارگزاران نظام 19/4/79، سازمان تبليغات اسلامي ، 1379، ص 57-58) 4- قانونمندي ؛ « ساختار قانون اساسي بايستي به طور كامل در اصلاحات حفظ بشود.»( چشمه هميشه جاري ، پيشين ، ص 14)
5- جامعيت ؛ «اصلاحات بايد در همه مناطق مربوط به زندگي جامعه صورت بگيرد »( چشمه هميشه جاري ، پيشين ، ص 42)
6- تحمل و پرهيز از خشونت ؛« البته اختلاف به وجود مي آيد اما اين اختلاف مهم نيست . ممكن است آن كساني كه به ارزشها بيشتر توجه دارند ، به آن كساني كه به تحول بيشتر توجه دارند ، بتازند كه شما به ارزشها بي اعتنايي و بي احترامي مي كنيد . يا كساني كه به تحول اهميت بيشتري مي دهند به كساني كه به تحول كمتر توجه مي كنند ، بگويند شما به پيشرفت و ترقي و به جلو رفتن اعتنايي نداريد ... بايد همديگر را تحمل و قبول كنند ... دعوا نبايد باشد » (چشمه هميشه جاري ، پيشين ، ص 41)
متاسفانه جريان اصلاحات اين رهنمودها را راهنماي خويش نساخته و به دليل نفوذ انديشه هاي مخالف با مباني اسلام و انقلاب و روشنفكران غرب زده و حاكميت روحيه تسامح و تساهل و شتاب زدگي به بيراهه رفته و دچار انحراف گرديد و به جاي همت گماردن به اصلاح مفاسد واقعي كشور و نيازهاي حقيقي مردم ، فرصت ها صرف جناح بازيهاي سياسي و طرح مطالب نا همخوان با ارزشها گرديد و نتوانست توفيقي در اين راه بدست آورد .
البته مقام معظم رهبري اين صف بندی اصلاح طلب و اصولگرا را قبول نداشته و در اين باره فرمودند: « بنده دعواي اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم من اين تقسيم بندي را غلط مي دانم نقطه مقابل اصولگرا ، اصلاح طلب نيست ، نقطه مقابل اصلاح طلب ، اصولگرا نيست نقطه مقابل اصولگرا آدم بي اصول و لاابالي است آدمي که به هيچ اصلي معتقد نيست آدم هرهري مذهب است ... نقطه مقابل اصلاح طلبي افساد است بنده معتقد به اصولگراي اصلاح طلبم اصول متين و متقني که از مباني معرفتي اسلام برخاسته با اصلاح روش ها به صورت روز به روز و نو به نو... »( بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاههاي استان کرمان 19/2/84) براي آگاهي بيشتر به منابع زير مراجعه شود ؛ کتاب جريان شناسی در ايران , علی دارابی , تهران: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی , 1388- فصلنامه كتاب نقد ، سال 4، شماره 16، اصلاحات - منشور دولت اسلامي ، باز خواني مواضع و انتظارات مقام معظم رهبري از قوه مجريه در 16 سال گذشته ، دفتر جريان شناسي تاريخ معاصر، قم: هماي غدير، 1384. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبري، كد: 22/100128232)